درون دستگاه GC چه می‌گذرد؟ |معرفی اجزای اصلی دستگاه کروماتوگرافی

معرفی اجزای اصلی دستگاه کروماتوگرافی

سپهر گاز کاویان: تضمین خلوص، دقت در اندازه‌گیری؛ پیشرو در تأمین گازهای تخصصی و تجهیزات GC برای صنایع پیشرفته .02146837072 – 09120253891

اصول کلی عملکرد و فلسفه کروماتوگرافی گازی


کروماتوگرافی گازی (Gas Chromatography یا GC) یک تکنیک قدرتمند جداسازی است که به طور تخصصی برای تجزیه و تحلیل مخلوط‌های پیچیده‌ای از ترکیبات فرّار و نیمه‌فرّار طراحی شده است. فلسفه اساسی این روش بر مبنای توزیع مجدد و متوالی اجزای نمونه بین دو فاز است: فاز متحرک که حامل گاز است و فاز ساکن که پوششی ثابت درون ستون کروماتوگرافی است. فرآیند جداسازی در طول ستون رخ می‌دهد؛ مولکول‌هایی که تعامل قوی‌تری با فاز ساکن (از لحاظ جاذبه شیمیایی یا انحلال‌پذیری) برقرار می‌کنند، مسیر طولانی‌تری را با سرعت کمتری طی می‌کنند.

در مقابل، مولکول‌هایی که بیشتر تحت تأثیر حرکت گاز حامل قرار دارند، سریع‌تر به سمت آشکارساز حرکت می‌کنند. این اختلاف در نرخ مهاجرت منجر به تفکیک زمانی اجزای مختلف می‌شود. برای رسیدن به رزولوشن (تفکیک) بالا، نیاز به یک محیط کاملاً کنترل‌شده از نظر حرارتی و جریانی است تا اطمینان حاصل شود که اثر ترمودینامیکی بر حرکت فاز متحرک، تنها عاملی است که بر زمان بازداری تأثیر می‌گذارد و نه عوامل محیطی یا تصادفی دیگر. عملکرد دستگاه GC یک توازن دقیق بین فیزیک حرکت سیالات و شیمی برهم‌کنش‌های مولکولی است.

سیستم گاز حامل: محرک و حامل آنالیت‌ها


سیستم گاز حامل یکی از اساسی‌ترین و در عین حال ظریف‌ترین بخش‌های دستگاه GC است. این سیستم وظیفه دارد نمونه تبخیر شده را به درون ستون هل داده و آن را در سراسر طول ستون حمل کند تا به آشکارساز برسد. انتخاب نوع گاز حامل حیاتی است؛ گاز باید کاملاً بی‌اثر باشد، یعنی با نمونه، فاز ساکن و دیواره‌های ستون هیچ‌گونه واکنش شیمیایی یا فیزیکی قابل توجهی نداشته باشد. هلیوم (He) به دلیل خنثی بودن و سرعت انتقال مناسب، اغلب به عنوان گاز ایده‌آل در نظر گرفته می‌شود، اما به دلیل قیمت بالاتر، نیتروژن (N2) نیز کاربرد گسترده‌ای دارد.

برای آشکارسازهای حساس مانند FID، هیدروژن (H2) در ترکیب با هوا استفاده می‌شود. نکته بسیار مهم در این بخش، کنترل دقیق جریان و فشار است. حتی یک تغییر جزئی در نرخ جریان می‌تواند زمان بازداری را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، دستگاه‌های مدرن مجهز به کنترل‌کننده‌های جریانی دقیق هستند که می‌توانند جریان را بر حسب حجم بر دقیقه (mL/min) تنظیم کنند و حتی در طول برنامه دمایی، جریان را ثابت نگه دارند (حالت کنترل جریان حجمی) یا فشار ورودی ستون را ثابت نگه دارند (حالت کنترل فشار ثابت). پایداری این پارامترها مستقیماً با کیفیت و تکرارپذیری نتایج کروماتوگرام ارتباط دارد.

انژکتور (Injector): دروازه ورود نمونه


انژکتور نقطه ورود نمونه به سیستم GC است و باید کارکردی بسیار سریع و کارآمد داشته باشد تا بتواند حجم‌های بسیار کوچک (اغلب ۱ تا ۱۰ میکرولیتر) از نمونه مایع را فوراً به بخار تبدیل کرده و به صورت یک “پلاک” باریک به ابتدای ستون هدایت کند. دمای انژکتور باید به اندازه‌ای بالا باشد که تمام اجزای نمونه به سرعت تبخیر شوند، اما نه آنقدر بالا که باعث تخریب ترمودینامیکی ترکیبات حساس شود. رایج‌ترین نوع انژکتور، انژکتور سیال با شیشه‌کاری (Liner) است که در آن نمونه تزریق می‌شود و گاز حامل آن را شستشو می‌دهد.

انواع مختلفی از تکنیک‌های تزریق وجود دارد که انتخاب آن‌ها بستگی به غلظت نمونه دارد. تزریق شکاف‌دار (Split Injection) زمانی استفاده می‌شود که نمونه بسیار غلیظ است؛ در این حالت، تنها بخش کوچکی از بخار نمونه وارد ستون شده و بقیه از یک دهانه جانبی خارج می‌شود. این کار برای جلوگیری از اشباع شدن ستون و پهن شدن بیش از حد پیک‌ها ضروری است.

در مقابل، تزریق بدون شکاف (Splitless Injection) برای نمونه‌های بسیار رقیق به کار می‌رود تا حداکثر مقدار ممکن از آنالیت وارد ستون شود. در این حالت، تزریق اولیه با دهانه شکاف بسته انجام می‌شود و پس از تبخیر کامل نمونه، شکاف باز می‌شود تا گاز حامل، نمونه متمرکز شده را به ستون بفرستد. همچنین تکنیک‌های پیشرفته‌تری مانند تزریق روی ستون (On-Column Injection) وجود دارند که برای نمونه‌های بسیار حساس به حرارت استفاده می‌شوند و در آن‌ها نمونه مستقیماً روی فاز ساکن خنک‌شده در ابتدای ستون تزریق می‌گردد.

ستون GC : قلب تفکیک


ستون GC مهم‌ترین جزء فیزیکی در فرآیند جداسازی است و محلی است که برهم‌کنش‌های شیمیایی منجر به تفکیک می‌شوند. ستون‌ها در دو نوع اصلی عرضه می‌شوند: ستون‌های پرشده (Packed Columns) که قدیمی‌تر هستند و شامل لوله‌های فلزی یا شیشه‌ای پرشده با ذرات ریز جامد پوشیده شده با فاز ساکن می‌باشند، و ستون‌های موئینه (Capillary Columns) که امروزه استاندارد صنعتی هستند. ستون‌های موئینه، لوله‌های بسیار نازکی هستند که فاز ساکن مستقیماً به دیواره داخلی آن‌ها پوشش داده شده است. قطر داخلی این ستون‌ها بسیار کوچک است (معمولاً ۰.۱ تا ۰.۵۳ میلی‌متر) و طول آن‌ها می‌تواند تا ۸۰ متر نیز برسد.

انتخاب فاز ساکن (پلیمر پوشاننده داخل ستون) حیاتی‌ترین پارامتر در طراحی یک متد GC است و بر اساس اصل “شبیه، شبیه را حل می‌کند” انجام می‌گیرد. اگر ترکیبات مورد نظر قطبی باشند، از فاز ساکن قطبی (مانند پلی‌اتیلن گلیکول یا PEG) استفاده می‌شود و اگر ترکیبات غیرقطبی باشند، از فاز ساکن غیرقطبی (مانند پلی‌دی‌متیل سیلوکسان یا DB-1) بهره می‌برند.

هرچه طول ستون بیشتر باشد، زمان بازداری افزایش می‌یابد و رزولوشن بهتر می‌شود، اما زمان آنالیز طولانی‌تر خواهد شد. همچنین، ضخامت لایه فاز ساکن نیز تأثیرگذار است؛ ضخامت بیشتر باعث افزایش ظرفیت بارگیری و رزولوشن کمتر می‌شود، در حالی که ضخامت کمتر، تفکیک بهتر را به همراه دارد اما ظرفیت بارگیری را کاهش می‌دهد. تنظیم دقیق این پارامترها، کلید جداسازی موفق مخلوط‌های پیچیده است.

آون (Oven): تنظیم کننده محیط حرارتی


آون در واقع محفظه کنترل دما است که ستون GC به طور کامل درون آن قرار می‌گیرد. همانطور که پیش‌تر اشاره شد، دما نقشی اساسی در دینامیک فرآیند کروماتوگرافی دارد؛ افزایش دما باعث افزایش انرژی جنبشی مولکول‌ها شده و تمایل آن‌ها به باقی ماندن در فاز ساکن را کاهش می‌دهد، در نتیجه سرعت خروج آن‌ها از ستون افزایش می‌یابد. کنترل بسیار دقیق دما در آون برای تضمین تکرارپذیری (Repeatability) زمان بازداری ضروری است. دستگاه‌های GC باید قابلیت گرمایش سریع و خنک‌سازی سریع نیز داشته باشند تا بتوانند برای آنالیز بعدی آماده شوند.

برای جداسازی یک نمونه که شامل طیف وسیعی از ترکیبات با نقاط جوش بسیار متفاوت است (مثلاً از هیدروکربن‌های سبک تا ترکیبات سنگین و قطبی)، روش برنامه‌ریزی دمایی (Temperature Programming) ضروری می‌شود. در این حالت، آون با دمایی شروع می‌شود که تنها اجزای فرّارتر بتوانند از ستون خارج شوند (مثلاً ۵۰ درجه سانتی‌گراد). سپس دما به صورت یک شیب خطی یا پله‌ای افزایش می‌یابد؛ این افزایش تدریجی باعث می‌شود هر جزء در یک زمان مناسب به حرکت درآید و از ستون خارج شود.

این روش به وضوح بر آنالیز در دمای ثابت (Isothermal) برای مخلوط‌های پیچیده برتری دارد، زیرا از به هم ریختگی (Co-elution) پیک‌ها جلوگیری کرده و امکان تفکیک کامل را فراهم می‌سازد. دقت کنترل دمای آون معمولاً در حد ۰.۱ درجه سانتی‌گراد است که اهمیت حیاتی این بخش را نشان می‌دهد.

آشکارساز (Detector): ثبت سیگنال و تبدیل به داده


آشکارساز، آخرین ایستگاه در مسیر آنالیت‌ها است و وظیفه تبدیل خروج فیزیکی ترکیبات از ستون به یک سیگنال الکتریکی قابل اندازه‌گیری را بر عهده دارد. آشکارساز باید به گاز حامل بی‌اثر باشد و تنها به آنالیت‌های مورد نظر پاسخ دهد. تنوع آشکارسازها، دامنه کاربردهای GC را به شدت گسترش داده است. آشکارساز یونش شعله‌ای (FID) یکی از رایج‌ترین‌هاست که برای ترکیبات آلی حاوی کربن بسیار حساس است؛

در این آشکارساز، ترکیبات هنگام عبور از یک شعله هیدروژن/هوا یونیزه شده و جریان الکتریکی کوچکی تولید می‌کنند. آشکارساز هدایت حرارتی (TCD) یک آشکارساز یونیورسال است که هدایت حرارتی نمونه را با هدایت حرارتی گاز حامل مقایسه می‌کند و تقریباً به تمام ترکیبات واکنش نشان می‌دهد، اما حساسیت کمتری نسبت به FID دارد و اغلب برای آنالیز گازهای غیرآلی استفاده می‌شود.

برای ترکیبات خاص، آشکارسازهای انتخابی‌تری مانند آشکارساز الکترون‌گیر (ECD) به کار می‌روند که به شدت به ترکیبات حاوی هالوژن (مانند کلر، ید) یا گروه‌های نیترو بسیار حساس است و برای پایش آلاینده‌های محیطی بسیار مفید است. بالاترین سطح شناسایی با اتصال GC به طیف‌سنج جرمی (GC-MS) به دست می‌آید. در این حالت، آشکارساز جرمی، هر جزء خارج شده از ستون را به یون‌های تشکیل‌دهنده تجزیه کرده و طیف جرمی منحصربه‌فرد آن را ثبت می‌کند. این قابلیت، شناسایی کیفی دقیق ترکیب را میسر می‌سازد و به عنوان “استاندارد طلایی” در بسیاری از زمینه‌های تحلیلی شناخته می‌شود.

سیستم پردازش داده و تفسیر نتایج


داده‌های خام تولید شده توسط آشکارساز به یک سیستم کامپیوتری ارسال می‌شوند که وظیفه ثبت، پردازش و نمایش کروماتوگرام را دارد. کروماتوگرام تصویری از شدت سیگنال بر حسب زمان است و اطلاعات حیاتی را در دو پارامتر اصلی خلاصه می‌کند: زمان بازداری (Retention TimeR-TR) و مساحت پیک (Peak Area).

زمان بازداری، یعنی مدت زمانی که یک جزء خاص طول می‌کشد تا از تزریق تا آشکارساز پیشروی کند، یک ویژگی ذاتی برای یک ترکیب در شرایط ثابت GC (دما، فاز ساکن، و جریان گاز) است و برای شناسایی کیفی استفاده می‌شود؛ با مقایسه TR با نمونه‌های استاندارد تزریق شده، هویت ماده مشخص می‌گردد. مساحت یا ارتفاع پیک، مستقیماً با غلظت آن ماده در نمونه اولیه متناسب است (در محدوده خطی آشکارساز) و برای کمی‌سازی مورد استفاده قرار می‌گیرد. نرم‌افزارها از تکنیک‌هایی مانند انتگرال‌گیری خودکار برای محاسبه دقیق مساحت پیک‌ها استفاده می‌کنند.

فرآیند گام‌به‌گام تحلیل با GC

فرآیند گام‌به‌گام تحلیل با GC


فرآیند عملیاتی GC به صورت یک زنجیره وابسته به هم پیش می‌رود. ابتدا، محفظه انژکتور گرم می‌شود. سپس، مقدار مشخصی از نمونه با دقت توسط سرنگ به داخل انژکتور تزریق می‌شود و بلافاصله تبخیر می‌گردد. گاز حامل، این بخار را به سمت ستون هدایت می‌کند. پس از ورود به ستون (که درون آون است)، اجزای نمونه شروع به تعامل با فاز ساکن می‌کنند.

اگر برنامه‌ریزی دمایی استفاده شده باشد، دمای آون به آرامی بالا می‌رود و باعث می‌شود اجزا در زمان‌های مختلف، پیوسته از ستون خارج شوند. هر جزء مجزا به آشکارساز رسیده و سیگنالی تولید می‌کند که بر روی کروماتوگرام ثبت می‌شود. در نهایت، پس از خروج آخرین جزء سنگین، فرآیند خنک‌سازی آون برای آماده‌سازی جهت تزریق بعدی آغاز می‌شود. این توالی دقیق، نیازمند زمان‌بندی میلی‌ثانیه‌ای در تمامی اجزا است تا یک آنالیز موفق انجام پذیرد و داده‌های قابل استناد به دست آید.

نگهداری و کاربردهای گسترده GC


دستگاه GC، با وجود پیچیدگی‌های فنی‌اش، به دلیل قابلیت اطمینان و حساسیت بالا، در طیف وسیعی از صنایع کاربرد دارد. در صنایع پتروشیمی، برای کنترل کیفیت محصولات نفتی و تعیین خلوص گازها از آن استفاده می‌شود. در صنعت داروسازی، برای کنترل حلال‌های باقیمانده (Residual Solvents) در مواد اولیه و محصول نهایی ضروری است.

همچنین در کنترل‌های محیط زیستی برای پایش آلاینده‌های آلی فرّار در هوا، آب و خاک حیاتی است. برای حفظ عملکرد بهینه این ابزار، نگهداری دوره‌ای بسیار مهم است. این شامل تعویض دوره‌ای شیشه‌کاری‌های انژکتور (Liner)، بازرسی اتصالات گازی برای جلوگیری از نشت، و گاهی اوقات بازسازی (Baking out) یا حتی تعویض ستون GC است؛ زیرا فاز ساکن ستون می‌تواند به مرور زمان با نمونه‌ها یا آلودگی‌های محیطی تخریب شود.

بدون شرح

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *